خطای «این‌همانی» در فهم کلمات قرآن

رضا بابایی

 

یكی از خطاهای گمراه‌كننده در فهم متون تاریخی و دینی، افتادن در دام «این‌همانی» است. «این‌همانی» یعنی یكسان‌انگاری مفاهیم و مصادیق الفاظ در همۀ ادوار تاریخی و در همۀ جوامع انسانی.

در متون كهن، كلماتی است كه در طی زمان و با تغییر مناسبات انسانی و اجتماعی، معنایی دیگر یافته‌اند. معانی جدید، گاه به معانی قدیم نزدیك است و گاه دور؛ اما معمولا «این‌همانی‌» نیست؛ زیرا همه یا اكثر كلمات قدیم، معنایی مناسب با پیوستار و جهان كهن دارند و آنگاه كه قدم به جهانی دیگر می‌گذارند، معنایی مناسب با جهان جدید می‌یابند. این گسست، گاه جزئی و اندك است و گاه كلمه‌ای را به «مشترك لفظی» و «این‌نه‌آنی» تبدیل می‌كند. 
تغییرات جزئی یا كلی در معانی كلمات، سه آبشخور دارند: زمان، مكان و گفتمان. دربارۀ تأثیر زمان و مكان بر معانی كلمات، بیش‌وكم گفت‌وگو شده است و اكثر دانشمندان علم تفسیر نیز تأكید كرده‌اند كه هر كلمه‌ای را در قرآن یا دیگر متون تاریخی، باید آن‌چنان فهمید كه مخاطبان عصر نزول یا تألیف می‌فهمیدند. اما دربارۀ تأثیر گفتمان‌ها در معانی كلمات، كمتر سخن رفته است. 
هر كلمه همچون حلقه‌ای در زنجیرۀ گفتار، و هر گفتار سلولی در پیكر گفتمان است. بنابراین فهم درست كلمات، دست‌كم موقوف به دو آگاهی است: آگاهی به گفتار(سیاق) و گفتمان. مثلا معنای «نجات» در گفتاری كه متعلق به گفتمان بودایی است، با معنای همین كلمه در گفتمان مسیحیت و اسلام فرق می‌كند. كلمۀ «وحی» در دو گفتمان اسلام و مسیحیت نیز همین گونه است. مثال دیگر، كلمۀ «یهود» و «نصارا» در ادبیات قرآن و ادبیات مسلمانان است. كلمۀ «یهود» در ادبیات یا گفتمان قرآن، در دو معنای خاص‌ و عام به كار رفته است كه بی‌‌توجهی به آن، ما را در فهم بسیاری از آیات به خطا می‌اندازد. وقتی قرآن از یهود سخن می‌گوید، معمولا یهود یثرب و حجاز را اراده می‌كند، نه مطلق یهودی(بنی‌اسرائیل) را. یهود حجاز در عصر پیامبر(ص)، افزون بر مرزبندی دینی و عقیدتی با مسلمانان، بر سرِ قدرت فائقه در شبه‌جزیرۀ عربستان نیز نزاع داشتند. مخاطبان نخستین قرآن در مدینه، وقتی كلمۀ یهود را می‌شنیدند، كسانی از اهل كتاب را به خاطر می‌آوردند كه در قلعه‌هایی استوار در حومۀ مدینه می‌زیستند. آنان بزرگ‌ترین خطر برای اسلام محسوب می‌شدند؛ به دلیل نیاز مسلمانان به زمین‌های آباد و حاصل‌خیز پیرامون مدینه و خودداری یهودیان از واگذاری این زمین‌ها به مسلمانان مهاجر. همین یهودی، به تعبیر قرآن، «شدیدترین دشمن‌ مؤمنان = أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُواْ الْیهُودَ» است؛ نه مطلق یهودی.
اگر آیات قرآن را دربارۀ یهود، شامل یهودیان همۀ اعصار بدانیم، از عهدۀ فهم برخی آیات برنمی‌آییم. مثلا قرآن باورهایی را به یهود نسبت می‌دهد كه ما می‌دانیم در شمار باورهای عمومی یهودیان نیست؛ ولی در میان یهودیان عصر بعثت یا نزدیك به آن رایج بوده است. مثلا قرآن كریم در سورۀ توبه، آیۀ 30، یهودیان را متهم به پرستش «عزیر» می‌كند و اینكه عزیر را فرزند خدا می‌دانند(وَ قَالَتِ الْیهُودُ عُزَیرٌ ابْنُ اللَّهِ). شیخ طوسی در التبیان(ج5، ص239) و علامه طباطبایی در المیزان(ج9، ص244) و فخر رازی در تفسیر كبیر(ج16، ص33 و 37) نیز گفته‌اند كه عقیده به نسبت فرزندی‌-پدری میان عزیر و خدا، عقیدۀ گروهی از یهودیان یثرب بوده و در میان همۀ یهودیان آن عصر و اعصار دیگر عمومیت نداشته است. 
همچنین قرآن مسیحیان را مردمانی می‌خواند كه عیسی و مریم را می‌پرستند؛ حال آنكه ما می‌دانیم اكثر مسیحیان، به‌ویژه در قرون اخیر چنین عقیده‌ای ندارند: وَ إِذْ قَالَ اللَّهُ یا عِیسَى ابْنَ مَرْیمَ أَ أَنْتَ قُلْت لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِى وَ أُمِّىَ إِلَهَینِ مِنْ دُونِ اللَّهِ؟
كلمات «كافر» و «مشرك» نیز چنین وضعی دارند. «كافر» در قرآن، یعنی «بت‌پرستان حربی مكه»؛ یعنی آنان كه مسلمانان را از شهرشان بیرون كردند و خانه‌هایشان را آتش زدند و از هر فرصتی برای حمله به مدینه استفاده می‌كردند. اطلاق «كافر» و احكام آن بر هر كسی كه باوری غیر از اعتقادات مسلمانان داشته باشد، به قرینه‌های روشنی نیاز دارد كه دست‌كم در قرآن نیست. از همین دست است كلمات «كتاب»، «انفال»، «اطعام» و... مثلا اگر از كلمۀ «اِطعام» در قرآن كریم، همان چیزی را بفهمیم كه در سال‌های نخست هجرت در مدینه فهمیده و اجرا می‌شد، قرآن را به آیین‌نامۀ مؤسسات خیریه و بخشنامۀ كمیتۀ امداد فروكاسته‌ایم. «اطعام» به معنای سفره انداختن و چند گرسنه را سیر كردن، چه رنجی از زندگی انسان‌ها می‌كاهد؟ هر سال، 365 روز است و هر انسان در روز سه وعده غذا می‌خورد. یعنی هر انسان نیازمند در سال، بیش از 1000 بار نیاز به اطعام دارد. اطعام انسان‌ها به شكل سیر كردن آنان در یكی از وعده‌های غذایی در یكی از روزهای سال، در آن روزگاران مطلوب و تا حدی گره‌گشا بود. اما آیا نباید امروز برنامه‌های اقتصادی موفق را كه قادر به فقرزدایی و اشتغال‌زایی است، مصداق اطعام بدانیم؟ چنین اقتصادهایی در یثرب، به دلیل مختصات تاریخی و جغرافیایی، قابلیت اجرا نداشت. به همین دلیل اطعام به معنای سفره انداختن و چند شكم را سیر كردن در آن روزگاران كه مرگ بر اثر گرسنگی معمول بود، بی‌فایده و بی‌معنا نبود؛ اما اكنون این شیوۀ اطعام، مانند روشن كردن شمع در گذرگاه‌ها است كه در قدیم فایده و ثواب داشت، اما اكنون كه در هر كوچه چراغی به نیروی برق روشن است، بی‌فایده و بی‌معنا است.

پیشنهاد خرید لوح فشرده

پیشنهاد خرید لوح فشرده
عنوان (*)
ورودی نامعتبر
تولید کننده (*)
ورودی نامعتبر
منتشرکننده
ورودی نامعتبر

پیشنهاد خرید کتاب

پیشنهاد خرید کتاب
نام کتاب (*)
ورودی نامعتبر
نویسنده (*)
ورودی نامعتبر
انتشارات
ورودی نامعتبر

ساعت کار کتابخانه

شنبه تا چهارشنبه : 7:30 الی 16

 پنج شنبه : 7:30 الی 13

 


 

 تلفن تماس : 33226732 - 028

 نمابر : 33225065 - 028